تبليغاتX
دلشده




















دلشده

 

قاصدك رو پَردادم تا بياد به روي دستات

 

بزنه بوسه به لبهات

 

اگه رحمي داره دستات

 

نكُشش اونو با حرفات

 

گوش بده ،  اون پُر حرفه

 

آخه اون شعرامو خونده

 

آخه اون اشكامو ديده

 

غم دوريتو چشيده

 

وقت رفتن از رولبهام ،  واسه تو گُلاي بوسه رو چيده

 

اون يك دنيا مهربوني واسه تو هديه آورده . . . . . . .

 

 

قاصدك سه روزه رفته

 

تا سه سا لم برنگرده

 

مي مونم منتظر اون

 

مي دونم كه برمي گرده 

 

فقط اونه كه مي دونه دلم از دوري تو چی کشیده

 

مي دونم اون برمي گرده

 

 

نوشته شده در شنبه 1386/06/24ساعت 21:17 توسط شکوفه آزادگان| |

من به دنبال كدامين غزلم ؟

 

تا بخواني و بداني كه از عشق، تورا مي طلبم

 

تو به دنبال كدامين  گنهی؟

 

تا به جرمش دل من را شكني

 

من به دنبال كدامين حرفم ؟

 

تا بگويم ، تو بداني كه سرا پا دردم

 

تو به دنبال كدامين لحظه

 

با نگاهت ببري از من دل .

 

من به دنبال توام

 

تو به دنبال مني  ،

 

نه غزل داند كه تو را مي طلبم

 

نه تورا شايد كه دلم را شكني

 

دل من نزد تو و دل تو نزد  من است

 

فقط افسوس كه بين من و تو راه به اندازه صد سخن پُر پيچ وخم است .

نوشته شده در سه شنبه 1386/06/20ساعت 19:37 توسط شکوفه آزادگان| |

 

كنار دريا ايستاده ام ،

 

هر موجي كه مي آيد انگشتان كوچك پايم را نوازش مي كند

 

وهرموجي كه بازمي گردد زير پايم را خالي مي كند .

 

درست مثل تو ، كه با هر بار آمدنت قلب كوچكم را

 

نوازش مي كني وباهر بار رفتن هستي ام را به

 

لرزه در مي آوري .

 

ساحل هميشه در انتظار امواج دريا ست .

نوشته شده در یکشنبه 1386/06/11ساعت 23:24 توسط شکوفه آزادگان| |

 

نه يك لبخند به لبم هست

 

نه يك اشكي به نگاه

 

نه توان ِ دل بريدن

 

نه اميدي به وصال

 

كه تو دوري زمن و نيست زمن تاب فراق

 

نه توان ِ نرسيدن

 

من واين راه دراز

 

چه كنم ، ره عاشقي دراز است وكودك دل تازه به پا

 

نه تحمل ز شكستن

 

من وصد ضربه ي درد

 

چه بسا دل بشكست

 

از درد فراق

 

نه بريدم ، نه رسيدم ، نه شكستم

 

به اميدي كه ميايي ،

 

دراين خانه نبستم

 

                            دل به مهر تو بستم . . .

نوشته شده در شنبه 1386/06/03ساعت 21:13 توسط شکوفه آزادگان| |


Design By : Night Skin