دلشده
امشب شب يلداست . پروانه پريشان ، پرپر زن و حيران از دوري دلهاست . شمع است سوزان ، گريان وپشيمان از بازي شعله با انگشتِ دلدار . تنها گل تو باز با بازي واژه ، دستي به قلم برد . اميد دلش را با واژه به لب برد : بي تو شب يلدا ، بي واژه ومعنا ست . اي اميد دل وجان ،، برگرد كنارم امشب شب يلداست . يادت هست چه ساعتي رفتي ؟ توكه رفتي ساعت دوازده بود . از وقتي كه رفتي چشم به ساعت دوختم . عقربه هاي ساعت به دنبال هم مي دوند هيچ كدام نمي ايستند . عقربه كوچك به دنبال عقربه بزرگ يا عقربه بزرگ به دنبال عقربه كوچك توكه رفتي ساعت دوازده بود و عقربه ها كنار هم بودند . درست مثل من و تو كه كنارهم بوديم . از ساعت دوازده تا حالا هزار بار عقربه ها همديگر را ملاقات كرده اند ولي ما . . . اي كاش ساعت عشق ما دوازده شود . . . من به يازده هم قانعم چرا كه انتظار براي تو زيباست . اين اثر دعا بود ،، كه اومدي سراغم ؟ معجزه ي خدا بود ،، پرسيدي حال زارم ؟ شايد لطف خدا بود ،، لطافت سخنهات شايد خواب و رويا بود ،، طنين گرم حرفات من خواب بودم يا بيدار ؟ نرفته بودم ازياد ! من مست بودم يا هوشيار ؟ دورم مي گشتي اين بار ! من وشب و ستاره خواب نداريم دوباره اين قلب كوچيك من ، آخه باور نداره ! از جنس سبز چشمات يك چشم به راه داره خارجي - روز- خانه تو نامه من ، پشت در تو نيامدي ، آسمان باز گريست نامه ، پشت در ، چشم انتظار تو نيا مدي . . . تو نيامدي . . . تونيامدي . . . نامه هم گريست اشك ِ ابر بر سطح كاغذ شد روان واژه ها . . . واژه ها . . . واژه ها . . . خارجي - شب - خانه تو اشك بر گونه نامه خشكيد تو رسيدي نامه پير شد ، قد ِ يك انتظار نامه ام در دست توست امّا . . . افسوس ، اشك ِ ابر بر گلايه هايم خط نابودي كشيد امّا اشك نامه بر خط آخر نچكيد : (( با دل آزاري خود باز دل آرام مني ))
| Design By : Night Skin |


