دلشده
هفت سين من : سبزي چشمان تو سروي از اندام تو ساقه ي دستان تو سيرت زيبا ي تو سيري ز افكار تو سيره ي پاك تو و سوره ي نام تو است. عيدي ام : يك سبد پُر پنجره يك بغل پُر ز بهار قد يـك آغوش دل قد يـك دنيـا وفــا بس كه به در دوخته ام چشم به انتظار تو پـيـنه ي درد بسته است بر در انتظار صبح بس كه ز عاشقي زدم بوسه به نامه هاي تو واژه به واژه سوختند تك تك نامه هاي تو بس كه در انتظار تو اشك به گونه ام چكيد بحربه چشم من رسيد ، رنگ زروي من پريد بس كه دخيل بسته ام بر حرَم وصال تو دست ِ دلم پـيـنه بست در غم انتظار تو بوي تو را گرفته است غنچه كوچك لبم بس كه ز عاشقي زدم بوسه به عكس ماهِ تو باز مرد م از خدا غافـل شدند همچو تير برقلب خود قائم شدند باز مرد م در هياهوي زمين گم شدند و گم شدند و گم شدند باز مرد م بـَرده ي عقل خودند در تپش ، درعاشقي كاهـل شدند
| Design By : Night Skin |


