دلشده
به خاطر خودم نيست كه مي گويم بيا دل ِ سنگ فرش خيابان . . . براي قدمهايت درخت بيد . . . براي شانه هايت كوچه ي تنها . . . براي نگاه سبزت تنگ شده . تو بيا ،، وقتي در كوچه ي تنها برروي سنگ فرشها قدم گذاشتي و بر بيد مجنون تكيه دادي ، دستانت را به گرمي مي فشارم و مي گويم : اينها بهانه بود . من دلم براي تو تنگ شده . . . بيژن و منيژه نمايش نيمه دراماتيك بيژن و منيژه ، نمايشي پُربازيگر است كه قصه اي كهن را روايت مي كند . دكتر محمود عزيزي تلاش كرده با تغييراتي در نحوه بيان وشايد بهتر است بگوئيم با نو آوري در ساختار ، علاوه بر بازگويي داستاني عاشقانه و قديمي ديدي روانكاوانه از خصوصيات دروني زنان ومردان رابر صحنه ببرد . شروع نمايش با حركات موزون بازيگران زن ومرد است به نحوي كه زنان به دليل محدوديت در اجراي رقص ، حركات را بافواصل زماني انجام مي دهند و مردان حركات ريتميك و بارزتري را ارائه مي دهند . در طول نمايش و درپرده هاي مختلف چندين مرتبه شاهد اين حركات هستيم كه مي توان با ممارست بيشتر بازيگران اجراي زيباتري را شاهد باشيم . اجراها بسيار سليس وروان مي باشد . به حدّي كه قاعده اصلي تأتر يعني صداي محكم قدمهاي بازيگر و بيان رساي ديالوگها را گاهي نمي شنويم . ولي درعوض با موسيقي و دكوراسيون بسيار مساعد ومناسبي روبه روهستيم . درحدّي كه به نظر مي رسد اگر سالني به مساحت و امكانات كافي سالن اصلي تأتر شهر براي اين نمايش در نظر گرفته نمي شد زيبايي متن هم اينگونه نمايان نبود . نمايش نامه به غير از پرده هاي سوّم وچهارم كه بسيار طولاني و خسته كننده است ، نمايش نامه اي كامل است . كه اجراي موشكافانه ي هومن برق نورد و پرستو گلستاني نمايش راگرم و ديدني كرده است . بازي پرستو گلستاني از همان ابتداي پرده هاي مياني كه با ورودش در كنار نرگس اميني همراه مي باشد يك بازي جذاب است كه قسمتي از جذابيت بازي به وجود نقش دايه برمي گردد. دايه زني تقريبا جوان است كه دوران جواني وشايد بهتر است بگوييم دوران عاشقي سختي داشته و باوجود خلق وخوي سازگار و مهرباني كه دارد گهگاهي حسّ حسادت و رقابت زنانه در نقش او موج مي زند . باتمام پُرحرفي كه دارد يك كاراكتر مثبت ودوست داشتني است كه نبودش در بعضي پرده ها حسّ درام نمايش را افزون مي كند . اجراي لحن سريع صحبت دايه با ريتم و حركات فيزيكي مناسب به شخصيّت دايه ارج مي نهند . او هم موقعيت داستاني مناسب و هم اجراي مساعد دارد گويا هم متن وهم صحنه بدون حضورش كمبودي را احساس مي كند . دركمتر پرده اي بيژن و دايه هم بازي مي شوند . دركل ّ نمايش پرده هاي كمي شاهد هم صحبت شدن بيژن ودايه هستيم . چراكه بازيهاي قدرتمندانه هر كدام با ديگر بازيگران ضعفها و نواقص آنها را پنهان مي كند . هومن برق نورد نيز با بازي هنرمندانه خود ضعف اجراهاي ديگررا مي پوشاند . بازي هومن برق نورد كمتر ديالوگ و بيشتر حسّي است و شايد مي توان گفت يكي از كم ديالوگ ترين بازيگرها بيژن است . امّا فيزيك بازيگر و حسّي كه از وجود شخصيّت داستاني در تماشاچي ايجاد مي شود كمك قابل توجهي به اجراي منيژه شخصيّت به اصطلاح معصوم قصه است كه در بعضي پرده ها به دليل هم صحبت شدن با دايه اجبار پيدا مي كند تا از شخصيّت معصومانه و آرام خود فاصله بگيرد . منيژه هم آرام است و شلوغ ، هم ساده است وهم زيرك ، هم شاد است و هم غمگين . منيژه دختر نيمه بالغي است كه هنوز به ثبات شخصيتي نرسيده است و عشق اوراكور كرده گاهي در قلّه عشق است وگاهي نه . بازي واجراي نرگس اميني كامل است اما شخصيّت متن كمي خام است و شخصيّت كاملي كه در اجرا مي بينيم نيست . به صراحت مي توان گفت كه سه شخصيّت اصلي داستان كه بيشتر پرده ها برروي صحنه هستند دايه ، بيژن و منيژه هستند و ديگر بازيگران هر كدام نقش كوچك وكوتاهي درداستان را ايفا مي كنند . اجراي اين سه نفر به قدري موشكافانه و حساس است كه نه تنها بازي ديگر بازيگران بلكه نمايش را هم تحت تأثير قرارمي دهد . دايه ، بيژن و منيژه علاوه بر موقعيت هاي مناسب شخصيتي در متن ، موقعيت هاي مناسب اجرايي را هم دارا هستند . زماني كه بيژن در چاه است و دايه و منيژه به بحث مي پردازند يا پرده اي كه منيژه ودايه به رستم مراجعه مي كنند و يا پرده هاي نخستين كه بيژن قصد انتخاب شدن از سوي حاكم زمان خود را دارد و . . . اجرايي با تجربه ازسوي بازيگري هنرمند ، مي تواند متن راهم تحت تأثير قراردهد و نواقص ديگر بازيگران حضار در صحنه راهم كمرنگ كند .


| Design By : Night Skin |


