دلشده
قطره قطره واژه ها مي چكد به دفترم كو ، كجاست دست تو تا بگيرد دست من ؟ اشكها ، سرد و گرم واژه ها ، زهر و قند انتظار ديدنت مي كشد مرا به غم اشكها ، بي قرار واژه يعني انتظار بشكن اين سكوت سرد بازگير دست من واژه هاي سرد را محو كن ز دفترم با نگاه خود بگو سر رسيد انتظار قطره هاي اشك را پاك كن ز گونه ام با نگاه خود بچين واژه را ز دفترم پُرشدست دفترم از تمام واژه ها ، از سكوت اشكها اشك بهر واژه ها ، واژه يعني انتظار واژه يعني انتظار مي كشم دستي بر غبار پنجره ماه در آسمان تو ، در قلب من بغض در حنجره باز انگشت من بر اشك پنجره سالهاست چشم من مي كشد انتظار ، تا ببيند تو را پشت اين پنجره تا بشويد خدا ، خاك اين پنجره
| Design By : Night Skin |


