دلشده
پنجره شاد شد و روح پرواز گرفت مرغك كوچك دل ناي آواز گرفت بر تب گونه ي من اشك سيلاب گرفت لحظه اي كه نام من برلبت جاي گرفت استاد گرانقد نورالدین فریور به دیار باقی شتافت الهي شب سحر كردم ، نبودي به ناله قصّه سر كردم ، نبودي در خانه زدم در را گشودي وليكن خود در آن خانه نبودي الهي من چه كردم دگر بار نگاه سبز خود از من ربودي ؟
نوشته شده در جمعه 1388/08/22ساعت
22:10 توسط شکوفه آزادگان| |
نوشته شده در شنبه 1388/08/16ساعت
22:5 توسط شکوفه آزادگان| |
نوشته شده در چهارشنبه 1388/08/06ساعت
20:54 توسط شکوفه آزادگان| |
| Design By : Night Skin |


