تبليغاتX
دلشده - ( در سفر به شمال هم ، لحظه اي يادش تنهايم نگذاشت )




















دلشده

 

كنار دريا ايستاده ام ،

 

هر موجي كه مي آيد انگشتان كوچك پايم را نوازش مي كند

 

وهرموجي كه بازمي گردد زير پايم را خالي مي كند .

 

درست مثل تو ، كه با هر بار آمدنت قلب كوچكم را

 

نوازش مي كني وباهر بار رفتن هستي ام را به

 

لرزه در مي آوري .

 

ساحل هميشه در انتظار امواج دريا ست .

نوشته شده در یکشنبه 1386/06/11ساعت 23:24 توسط شکوفه آزادگان| |


Design By : Night Skin