تبليغاتX
دلشده - ساعت یازده




















دلشده

يادت هست چه ساعتي رفتي ؟

 

توكه رفتي  ساعت دوازده بود .

 

از وقتي كه رفتي چشم به ساعت دوختم .

 

عقربه هاي ساعت به دنبال هم مي دوند هيچ كدام نمي ايستند .

 

عقربه كوچك به دنبال عقربه بزرگ

 

                  يا

 

عقربه بزرگ به دنبال عقربه كوچك

 

توكه رفتي ساعت دوازده بود و عقربه ها كنار هم بودند .

 

درست مثل من و تو كه كنارهم بوديم .

 

از ساعت دوازده تا حالا هزار بار عقربه ها همديگر را ملاقات كرده اند

 

ولي ما . . .

 

اي كاش ساعت عشق ما دوازده شود . . .

 

من به يازده هم قانعم چرا كه انتظار براي تو زيباست .

نوشته شده در شنبه 1386/09/17ساعت 22:12 توسط شکوفه آزادگان| |


Design By : Night Skin