دلشده
خدايا دنيا عشقي مجازي ست كه روح آدمي اسبابِ بازي است خدايا اشك عاشق بي خريدار دو چشم عاشقم از هجرشاكي ست خدايا اين گلو فرياد ِ خاموش اِلاها تا به كي حقــّم جدايي ست ؟ خدايا اگر عشق و محبّت مايه آرامش ماست چرا عاشق هميشه رنجور وتنهاست ؟ خدايا اگر دل را براي تپيدن آفريدي چرا تنها دل او از تپيدنها مُبـــّرا ست ؟ خدايا عاشقم از ريشه سبزم خزانم كن بريزان از برگ ، دردم
نوشته شده در شنبه 1386/10/15ساعت
23:11 توسط شکوفه آزادگان| |
| Design By : Night Skin |


