تبليغاتX
دلشده - قنديل




















دلشده

 

برف به ديدار شيرواني رفت .

 

شيرواني به قدري گرم بود كه برف آب شد .

 

برف نمي خواست از شيرواني جدا بشه .

 

شيرواني هم نمي خواست از برف دور بشه .

 

چرا كه برف وشيرواني فقط سالي يك بار همديگر را ملاقات مي كردند .

 

امّا شيرواني گرم بود ، اونقدر گرم كه برف آب شد و از شيرواني چكيد .

 

دست برف هنوز توي دستان شيرواني بود .

 

فكر جدايي ، سرمايي در بطن برف ايجاد كرد كه برف تبديل به قنديل شد .

 

امّا برف از شيرواني جدانشد .

 

 درنهايت حاضر شد قنديل بشه ، يخ بزنه ، بشكنه ، نابود بشه  . . .

 

ولي از شيرواني گرم جدانشه .

 

سرماي قنديل به خاطره  گرماي شيرواني بود .

 

 

نوشته شده در دوشنبه 1386/10/17ساعت 22:14 توسط شکوفه آزادگان| |


Design By : Night Skin