دلشده
غم دوريت چه كم داشت ؟ زجفا وجور دوران كه سفر بهانه ات شد ز براي دوري ما دل كوچكم چه كم داشت ؟ ز شكوفه ي بهاران كه سفر بهانه ات شد ز خزان اين بهاران قلمم زغم چه كم داشت ؟ ز شب فراق ياران كه سفر بهانه ات شد كه قلم زغم دهد جان شب هجرت تو از من ، چه بسا سفر بنامند همه كس خبر ندارد كه سفر بهانه ماست برو اي مسافر من ، برو تو ، خدا به همرات همه شعر من بهانه است ز غم دوريت اي يار
نوشته شده در یکشنبه 1386/11/14ساعت
22:8 توسط شکوفه آزادگان| |
| Design By : Night Skin |


