باز مرد م از خدا غافـل شدند

 

همچو تير برقلب خود قائم شدند

 

باز مرد م در هياهوي   زمين

 

گم شدند  و گم شدند  و گم شدند

 

باز مرد م  بـَرده ي عقل خودند

 

در تپش ، درعاشقي كاهـل شدند