بشر به طورطبیعی اجتماعی است : تنها کافیست که یک فرد بتواند احساس کند ، تمیز بدهد و بخواهد . بلکه باید افکار و عواطف واحساسات خودش را به همنوع برساند و چون نمی تواند عین فکر را برای تبلیغ مجسم سازد ناگریز است ، نشانه هایی به جای آن به کار برد ، یعنی سخن بگوید . - دکتر محّمد معین –
زبان ایرانی مجموعه ای از زبانهاست که قدمتی چندین هزار ساله دارد . این زبان غنی را از لحاظ اعتبار تاریخی می توان به سه دوره ایرانی باستان ، ایرانی میانه ، ایرانی نو تقسیم کرد .در هر کدام از این دوره ها با توجه به تحولات فرهنگی ، تاریخی تغییرات حائز اهمّیتی در زبان فارسی به خصوص دستور زبان ایجاد شده است .
زبان ایرانی میانه :
زبان فارسی میانه همزمان با شروع سلطنت ارشک ها در ایران شروع شد و تا دوره ورود اسلام به ایران به طول انجامید . در این مدّت دگرگونی های زیادی در ادبیّات ایرانی پدیدار شد . و با مرگ اسکند سردار آزموده ای به نام سلوکوس سلطنت ایران به عهده گرفت همچنین آورده اند که در این دوره دین زرتشتی بافروپاشی زبان فارسی باستان رو به زوال رفت و کفر و بی دینی همه جا را فراگرفت و ایران به 240 شاه نشین تقسیم شد . و به این ترتیب لقب ملوک الطوایف لقبی بود که اعراب به سرزمین ایران نسبت دادند.
گویشها به طور کلی پهلوی که تنها صورت تحول یافته متعارف و مشتق کلمه پارتی فارسی باستان است نامزد شده اند .
برای روشن تر شدن بحث مربوط به این گویش ها بهتر است قدری به آثار و مدارک باز مانده و موجود آنها بپردازیم .
1- پهلوی اشکانی زبان رسمی سلسله اشکانی پارت بود که از سال 250 پیش از میلاد تا سال 226 میلادی فرمانروایی کرد ، این زبان همراه با فروپاشی سلسله اشکانی از بین نرفت . زبان فوق در بعضی ازکتیبه های دو زبانه ، در کنار پهلوی ساسانی ، که پهلوی کلدانی یا پهلوی پارتی نامیده می شود ؛ در پوست نوشتهای اورامان در بعضی از متون مانوی ترفان ارائه شده است . این زبان همچنین پهلوی شمالی غربی نیز خوانده می شود . وصورت تحول یافته گویشی است که تقریباً یا کاملا ً به مادی شبیه بود ه است .
2- پهلوی ساسانی یا پهلوی جنوبی غربی ،زبان رسمی سلسله ساسانی بود که از سال 226 میلادی تا فتح ایران به دست مسلمانان در سال 652 فرمانروایی کرد . این زبان از طریق بعضی از کتیبه های صخره ای شاهان در تمام منطقه پرسپولیس ، مورخ قرن سوم یا چهارم ، که برخی از آنها با ترجمه پهلوی اشکانی یا حتی باترجمه دومی به زبان یونانی همراه شده است ؛ بعضی از متون روی پاپیروس های مصری مربوط به حدود قرن هشتم ، تعدادی از متون دینی حفظ شده به وسیله زردشتیان و نیز بعضی از متون مانوی یافته در ترفان شناخته شده است .
کتیبه های دوران فارسی میانه :
کتیبه : دسته ای از لشگر سواره یا پیاده ، کتائب جمع – و نیز به معنی نوشته ،
نوشته ای که بر بالای در یا دیوار عمارت ، روی سنگ یا کاشی نقش بسته باشد .
کتیبه های دوره فارسی میانه مربوط به شاهان و بلند پایگان سده های 3 و 4 میلادی است . این متن ها نخست به سه زبان سپس به دو زبان تهیه شده . در سه زبانه ، یونانی ، پارسی جنوب باختری یا ساسانی ، شمال باختری یا ارشکی را در بر می گیرد . و در دوزبانه به هر دو لهجه ایرانی کتابت شده است . از جمله کتیبه های باارزشی که از آن زمان به جامانده است نقش رستم ، نقش رجب در معبد کعبه زرتشت ، کارتیر است .
در اکثر این کتیبه ها درباره منزلت و جاه و مقام سخن رفته است . طلسم های سنگی مرتبط با اشراف ساسانی نیز سنگهای گرانبهایی بوده که در رده کتیبه های این دوره محسوب می شوند .
بر روی این سنگها عباراتی همچون pat taniŠapas به معنای مورد اعتماد ویاRōzveh به معنای خوشبختی ، بهروزی حکاکی شده که همگی برنیک اندیشی مردمان آن دوره اشاره دارد .
آثار ادبی دوران فارسی میانه :
از این دوران به خصوص دوران مرتبط با پارتها آثار ادبی کمتری نسبت به دیگر دوره های زبان فارسی باقی مانده است . بیشتر داستانهای این دوره شامل داستانهای یونانی بدون نسخه های اصلی و داستانهای حماسی ارمنی است . حتّی نوشته های محاوره ای بسیار پیش پا افتاده پارتها را هم در این دوران نمی توان یافت .
رو حانیون در این دوره اقدامات ادبی چندانی نداشته اند و تنها تکه هایی از نوشته های مقدّس مزدایی که از دوره قبل بر جای مانده بود توسط ارشکها جمع آوری شد .
متون دینی
کتاب اردای ویراز
این کتاب هم تراز با کمدی الهی دانته آمده . هوَورشت یکی از منطقه های بهشت است که در ویراز نامه آمده است و چنین می گوید :
هنگامی که من سه گام به سوی هوورشت برداشتم به آن جا وارد شدم ، در آن جا ساکنان هوورشت می زیستند و آن را عالی ترین و والاترین جایگاهها می نامیدند .
در آن جا مردمی می زیستند که پرتو چهره اشان از خورشید درخشان تر بود آن گاه من از سروش مقدّس و روان پرسیدم : اینجا کجاست ؟ و این روان ها کیانند ؟ سروش مقدس و آدر پاسخ دادند این جا راه خورشید است امّا روان های مردمی که در این جا می زیند کسانی هستند که در جهان مادی با عدل و داد ، فرمان روایی وشاهی کرده اند.
اندرزهای ادبیّات آموزشی – دینی و آخرت شناسی
اندرزهاو ادبیّات تعلیمی را با نام اندرز ویا پند نامک می شناختند. و از جمله کتابهایی که دارای این مضامین می باشند : اندرزهای آدر با مهر اسپند ، شامل پندهایی از آدربا خطاب به پسرش زراتشت است . پندنامک زرتشت ، پندهای برگزیده نخستین آموزگار ایمان ، چیتک اندرز پور یوتکیشان است که همگی با رهنمودهایی دینی همراه است .
اشعار، غزل و موسیقی
در دوره ادبیات میانه آثار منظوم نیز وجود داشته و برخی از اشعار باقی مانده آن دوران نشان می دهد که آثار دارای قافیه نیز بوده اند .اگر چه نظم و سامان درستی نداشته امّا غالبا ً همگی یک هماهنگی ساده را دارا بوده اند . در هر مصر ع بین 5 تا 11 هجا وجود داشته و هجاها در هر مصرع تغییر می کرده که این روش در قطعات مانوی نیز به چشم می خورد .
اشعار قابل توجه قطعه هایی از بن دهشن ، سرود زروان ، قطعه های مانویان ، اشعار هفاتیستیون بوده که اغلب در دوره ساسانیان سروده شده و برای مدلل ساختن قدمت این آثار باید به مضمون ها واهدافشان توجه کرد .
آثار سغدی
سغد که بخشی از سمرقند و در آن دوره بخشی از ایران بوده و مناطق بخارا ، سمر قند ، تاشکند ، آلما ، آتا ، کاشغر و یارقند را در بر می گرفته است و دست نوشته های این رده را در خود جای داده است . نوشته های سغدی به ترجمه عهد جدید مسیحیان اختصاص دارد و در بخشی از آنها افسانه هایی همچون ملکه النا و زندگی گئورکی مقدّس ؛ سوترا راهب دیرگهنکه ، سوترای علت و معلول به چشم می خورد .
آثار خوارزمی
اشعار ترکی و زبان خوارزمی که مرکز گسترش آن خیودرازبکستان کنونی بود ه است از برترین آثار دوره میانه است . نوشته هایی همچون زُدیاک ، فرهنگ های دست نوشته متعلق به زمخشری از جمله این آثار است که توسط دانشمندان و باستان شناسان وزبان شناسان قهاری همچون تولتسف . ا . ا و فریمان و س . ل و لین احمد زکی دلیری و هنینگ کشف شد ه است . از قدیمی ترین نمونه های خطی خوارزمی به سده سوم پیش از میلاد نسبت داده شده است .
آثار سکایی
وسومین آثار ادبیات میانه ، سکایی است که در آن دوران زبان ختنی – سکایی را به نام آریایی شمالی می شناختند و این نوشته ها در سرزمین ختن باستان که جز قلمرو ترکستان بوده است کشف شده . متن های این دوره همگی ترجمه هایی از سانسکریت هستند و بخش کوچکی متعلق به نوشته های تبتی می باشند . داستان های اصلا ح شده راما ، متن های بودایی و نوشته های پزشکی متعلق به این دوره می باشند .
گویش های فارسی میانه
زبان شناسان لهجه های ایرانی را به سه دسته کهن و متوسط و جدید تقسیم می کنند که از لهجات دوره متوسط یامیانه ، پهلوی و سغدی می باشد .
پهلوی : بروزن مثنوی نام زبانی است از هفت زبان فارس و آن زبان شهری است . پهلو به معنی شهر است و بعضی می گویند منسوب پهلو که نام ملک ری و اصفهان و دینور است و جمعی می گویند پهلوانان پایتخت کیان بدان تکلم می کردند . ودر سراج اللغات نوشته که پهلوی منسوب به اعیان ارکان است و مجازا ً بر محل اجتماع ایشان که اردواست اطلاق می کنند .
لهجه فارسی میانه به سه گروه کلی تقسیم می شود :
الف ) لهجه پارسی میانه زبان ساسانیان واتباع آنان در سرزمین فارس
ب ) لهجه ی شمال باختری ( شمالی ) که به نام پارتی نامیده می شده است این لهجه همراه با زبان فارسی میانه زبان گروه باختری را تشکیل می داد .
ج ) لهجه ایران خاوری : سغدی – خوارزمی – سُکزی
به طور کلی بخش عمده لهجه دوران فارسی میانه زبان مردم سرزمین فارس ، کتیبه های ساسانی و نقش مهر هاست . که با لهجه پارتها هماهنگ بوده و متن هایی از جمله
ا ُستینی باستان ( سرمستی باستان ) در این دوره بازتات چشمگیری داشته اند .