واژه
قطره قطره واژه ها مي چكد به دفترم
كو ، كجاست دست تو تا بگيرد دست من ؟
اشكها ، سرد و گرم واژه ها ، زهر و قند
انتظار ديدنت مي كشد مرا به غم
اشكها ، بي قرار واژه يعني انتظار
بشكن اين سكوت سرد بازگير دست من
واژه هاي سرد را محو كن ز دفترم
با نگاه خود بگو سر رسيد انتظار
قطره هاي اشك را پاك كن ز گونه ام
با نگاه خود بچين واژه را ز دفترم
پُرشدست دفترم از تمام واژه ها ، از سكوت اشكها
اشك بهر واژه ها ، واژه يعني انتظار
واژه يعني انتظار
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۷/۰۸/۲۰ ساعت 23:0 توسط شکوفه آزادگان
|