باز هم التهاب لحظه ها

باز هم عشقم به روي صحنه ها

باز مي آيي و من

مثل آتش ناشكيب

 مي گدازم در نگاه گرم تو

واي بر من كه مي سوزم در آن

طرح زيباي گل لبخند تو

باز هم التهاب ديدنت

گُر گرفته در تمام دفترم

اين كه مي خواني عزيزم شعر نيست

واژه هاي سوخته در دفتر است

بازهم صدها نگاه پُر دخيل

مي كُنم بر چشم سبز روشنت