چقدر مي دانيم كه نمي دانيم ؟

 

فیلم رئاليسم درباره الي . . .  از دسته فیلم هاي تحريم شده دهه اخير مي باشد كه همچون فيلمهاي رضا سنتوري ، رنگ ارغوان ، تردست و . . .  براي نمايش واقعيت با سانسور و جنجال مواجه شد .

اصغر فرهادي نويسنده و كارگردان باتجربه اي است كه در زمينه تأ ليفات نمايشي با سابقه فیلم هايي چون شهرزيبا در سال 1382 ، چهارشنبه سوري در سال 1384 ، كنعان درسال 1386 به صورت گروهي و شخصي تجربه قلم خود را به عرصه ي نمايش گذاشته است . او همچنين در فیلم دايره زنگي درسال 1386 به خوبي توانست تجربه ي شخصيت پردازي متعدد در كنار پريسا بخت آور را به مرحله ي چشم گيري ارتقا دهد .

او در شخصيت پردازي هاي متعدد تواناتر از ساختار داستاني است . به نحوي كه در فیلم كنعان ، چهارشنبه سوري و به خصوص دايره زنگي شاهد پرسوناژهاي متعدد با روحياتي متفاوت هستيم كه درطي فیلم بسيار دقيق وكامل معرفي شده  اند . درفيلم اخير ؛ درباره الي . . . كه دچار جنجال هايي از لحاظ بازيگري و . . . بوده است توانست جوايز داخلي و خارجي زيادي را از آن خود كند .

 

 

درباره الي . . . كه از يك فیلم نامه با قالب كلاسيك پيروي مي كند . درباره ي سه خانواده جوان است كه همراه با مربي مهد كودك فرزندانشان ( الي ) به سفر سه روزه اي در يكي از شهرهاي شمالي مي روند . داستان همچون تمام داستانهاي كلاسيك با روندي ساده شروع مي شود . مسير تهران شمال زمان مساعدي براي معرفي شخصيتها به نويسنده مي دهد و چندي از صفات شخصيتها براي بيننده مشخص مي شود . معرفي همچنان كه داستان پيش مي رود ادامه دارد و نقطه عطف اوّل كه مي بايست در ده الي بيست دقيقه نخست فیلم اتفاق افتد با تأخير ،  در لحظه ي غرق شدن پسر بچه رخ مي دهد و نقطه عطف دوم بلافاصله با گم شدن الي تماشاچي را به كشمكش با شخصيتها در گير مي كند .

با گم شدن الي پرده هاي پنهاني شخصيتها كنار مي رود و نيمه پنهاني آنها كه درابتداي فیلم معرفي شده كاملا ً آشكار مي شود .اين فیلم ديالوگ محور به راحتي توانسته با ديالوگهاي كوتاه حالات دروني آدمها را براي بيننده به نمايش بگذارد .

انسانهايي كه همراه الي هستند هركدام يك صفت مثبت را درون الي مي بينند ، گرم و گيرا بودن ، دست و پادار بودن ، زرنگ بودن ، نجابت و بي عقده بودن . . . امّا حقيقتا ً كدام يك از آنها از درون الي خبر دارند ؟ اطرافيان الي خصوصياتي را كه از يك دختر انتظار دارند را از شخصيت الي استنباط مي كنند .ولي هيچ يك در پذيرفتن شخصيت واقعي الي تلاش نمي كنند كه حتي آن را پنهان و انكار مي كنند . اطرافيان دوست دارند يك دختر نجيب زرنگ و كاري و گرم و گيرا و صميمي باشد امّا وقتي متوجه  مي شوند كه درونش احساسي در جوشش است ؛ همگي بهم مي ريزند . گويا انسانها خلوت تنهايي قلبهاي ديگران را دوست ندارند . الي به هر دليل قانع كننده اي كه براي خودش قابل احترام است خواستگارش را دوست ندارد . واين براي اطرافيانش سنگين است . تنهايي او ، كم صحبت بودن ، حتّي اصرار زيادش براي بازگشت از سفر براي همسفرانش قابل پذيرش نيست . همسفران او مي خواهند او همان باشد كه آنها مي خواهند .

شخصيت ساده درعين حال پيچيده الي شخصيتي است كه با حضور خواستگارش و كنار دريا دويدنش و بادبادك هواكردنش به نوعي براي تماشاچي روشن مي شود . نويسنده تمام سعي وتلاشش رابراي روشن ساختن شخصيتهاي همسفران الي به كار برده و بااينكه داستان به صورت كلي درباره الي است ولي همراهانش نقش موثرتري دريافتن چالشهاي شخصيتي او دارند . و بانمايان شدن ضعفهاي آنان به قوتهاي الي پي مي بريم .

ابهام در نحوه مرگ الي تا پايان فیلم بيننده را درگير مي كند . به نحوي كه پايان فیلم هم با كمك موزيك و آخرين صحنه كه همگي در حال بيرون آوردن اتومبيل از ماسه ها هستند ، اين كشمكش را تا بيرون از سالن سينما به تماشاچي القا مي كند .

سكانس پاياني نمايش دهنده برزخي است كه همگي به جز الي در آن گرفتار هستند . انسانهايي كه نمي دانند چقدر مي دانند و به خاطر همين ناداني از يكديگر مي هراسند . به راحتي دروغ مي گويند . گويا همگي مي كوشند چيزي را بدست آورند ، و آن دليل فرار يا مرگ الي نيست . آن نيمه خاموش خودشان است .

شما چه طور ؟ آيا شما هم از نيمه خاموش خود اطلاع داريد ؟

آيا مي دانيد كه چقدر نمي دانيد ؟