دانه های یلدا
انار دانه می کنم . نه برای یلدا برای کُشتن ثانیه های پائیزی که برگهای دفتر خاطراتم را زرد کردند .
انار دانه می کنم . نه برای یلدا برای اینکه خون دل را با چشم سر ببینم . تا دانه دانه های تسبیح طبیعت را زیر انگشتانم لمس کنم . من با دانه های انار خدایم را تسبیح می گویم .
اناردانه می کنم . تا دلهای سفید و پاک هر دانه را ببینم ، دیرگاهی است که دل پاک ندیده ام .
انار دانه می کنم . نه برای یلدا ؛ برای اینکه بیاموزم از سهراب :
چگونه چون انار خون به دل باشم و رعنا را به خنده بیاندازم .
من اناری را می کنم دانه به خود می گویم :
کاشکی شبهایم همه شب یلدا بود .
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۰/۰۹/۲۸ ساعت 20:44 توسط شکوفه آزادگان
|